تبلیغات
همه چیز درمورد کم شنوایی Every thing about hearingloss - جایگاه مشاوره در شنوایی شناسی
دست به دست هم دهیم تا دنیای بهتری برای کودکان کم شنوا بسازی(دکترگیتامولّلی )

نگارش در تاریخ جمعه 30 آبان 1393 توسط دکتر گیتا موللی

جایگاه مشاوره در شنوایی شناسی

 

غالباً شنوایی شناسان كار خود را تنها تشخیص , تجویز وسایل كمك شنوایی و در نهایت توانبخشی می دانند اما فاصله زیادی بین ارزیابی میزان شنوایی و توانبخشی موفق وجود دارد و شاهد این امر , تعداد زیاد افرادی است كه سمعك دارند ولی از آن استفاده نمی كنند و یا افرادی كه علیرغم گفته های شنوایی شناس , برای توانبخشی مراجعه نمی كنند در صورتی كه اگر ما روش های " یاری " به فرد دچار ضایعه شنوایی را به خوبی بررسی كرده و از آنها مطلع باشیم , می توانیم شنوایی شناسان موفق تری بوده , مراجعان موفق تری نیز داشته باشیم .

در سالهای اخیر توجه زیادی به امر مشاوره شده است و مقالات و كتابهای زیادی به آن اختصاص داده شده است ( آلپینر و مك كارتی , 2000 ) . انجمن مشاوره انگلیس ( BAC) , فعالیتهای مشاوره ای را این گونه توصیف می كند :

    " منظور از مشاوره این است كه فرد صریحاً موافق آن باشد كه زمان , توجه و انرژی خود را صرف فرد یا افرادی نماید كه موقتاً نقش مراجع را دارند. وظیفه مشاوره این است كه به مراجع فرصتی دهد تا در جهت جستجو , كشف و روشن ساختن راههای زندگی , به صورتی مدبرانه تر كوشیده و به سوی رفاه بیشتر قدم بردارد . مشاوره در حقیقت فضایی ایمن و آسوده برای تحقق این امر ایجاد می كند " ( كوركر , 1994 )  

مشاوره مورد نظر ما روندی است كه در طی آن شنوایی شناس , سازگاری فرد را با تبعات شنیداری و غیرشنیداری كم شنوایی اش تسهیل می كند. به عبارت دیگر مشاوره عبارت است از اینكه فرد را قادر سازیم بهترین راه حل را برای مشكلاتش بیابد و زمینه های این كار را برای وی هموار كنیم ( سندرز1 , 1993 ) . رشته تحصیلی شنوایی شناسی گر چه ابتدا به عنوان رشته ای توانبخشی در خدمت مجروحین جنگی جنگ جهانی دوم شكل گرفت اما پیشرفتهای تكنولوژی سبب شده است این رشته بیشتر متمركز بر بعد تشخیصی اش گردد . متاسفانه این امر سبب شده است شنوایی شناسان , دیگر به اهمیت مشاوره در كمك به فرد كم شنوا و خانواده اش و تطبیق آنها با كم شنوایی نپردازند . در صورتی كه تاكید بر خود فرد و خانواده اش و ارائه مشاوره ای موفق سبب بهبود كیفیت زندگی فرد كم شنوا و پذیرش بهتر خدمات ارائه شده می گردد. از این رو موفقیت در ارزیابی های توانبخشی مستلزم موفقیت در مشاوره است . ( انجمن شنوایی و گفتار و زبان امریكا , 2003 ) .

شنوایی شناسان مناسب ترین افراد برای مشاوره با ناشنوا و خانواده اش می باشند . زیرا بیش از هر حرفه دیگری , تحت آموزش در مورد شنوایی و تبعات كم شنوایی قرار گرفته اند و آگاهی های زیادی در موردكم شنوایی , عوامل ایجاد كننده آن , اثراتش بر ارتباطات فردی , مزیتها و محدودیتهای تقویت شنوایی و سیستمهای كمك شنوایی و غیره دارد . اما صرفاً داشتن مدرك شنوایی شناسی , نشانه این نیست كه مشاوره خوبی برای این افراد باشیم و همچنین مشكل می توان مشاوره را به افراد آموخت و سپس این توانایی را شناسائی و ارزیابی نمود و ممكن است حتی یك فردعامی نیز مشاوری ایده آل باشد .

كمیته توانبخشی شنوایی شناسی انجمن شنوایی و گفتار آمریكا چهار هدف را برای مشاوره با افراد كم شنوا برشمرده است :

  1. افزایش آسایش و رفاه افراد
  2. كمك به حل مشكلات مربوط
  3. انگیزه دادن به آنها جهت موفقیت در این راه
  4. بهبود روابط اجتماعی آنان و تقویت حس اعتماد به نفس و خودپنداری آنان (انجمن شنوایی و گفتار و زبان امریكا , 2003 ) .

 

ارزشهای اصلی مشاوره

     تعاریف بسیاری از مشاوره ارائه شده است ( به عنوان مثال لوترمن , 1974 ؛ كودمن , 1984؛ اردمن و همكاران , 1979 ؛ چرماك و پولاك , 1978 ) . اما جزء مشترك در تمام این تعاریف , شرایط اصلی بوجود آورنده زمینه مشاوره موفق است . این ابعاد اصلی یاری عبارتند از :

  1. همدلی توجه مثبت نامشروط
  2. هماهنگی و صداقت  

1- همدلی

      در مشاوره ادیولوژی , همدلی یعنی توانایی ادیولوژیست در درك علت عقاید , احساسات و رفتارهای فرد است . برای رسیدن به این هدف , ادیولوژیست دو كار باید انجام دهد :

- بداند كه چرا فرد عقاید , احساسات و رفتارهای خاصی از خود نشان می دهد .

- به گفته های فرد و آنچه با رفتارش نشان می دهد توجه نموده , گوش فرا دهد .

 

2- توجه مثبت نامشروط

      این لقب به اساسی ترین روش برخورد یك مشاور به مراجعش نسبت داده شده است . مشاوری كه به این روش اعتقاد دارد , همواره مراجعش را قبول داشته و مهربانی و محبتی دائمی نسبت به وی دارد .

در ادیولوژی , توجه مثبت به نامشروط عبارتست از :

-         ارزش دادن به فرد یعنی مراجع احساس كند شما به او احترام گذاشته و هر تصمیمی بگیرد بدون پیش داوری مورد پذیرش شماست .

      زمانی كه فرد بدانددر مورد او پیش داوری نمی كنید , راحت تر به شما اعتماد می كند. هر چه شما اطلاع داشته باشید چرا فرد در موقعیت های خاصی , رفتارهای خاصی دارد , بیشتر قادر خواهید بود , به نیازهای وی پاسخ مناسب دهید .

 

3- هماهنگی

      مراجع باید احساس كند مورد اعتماد قرار دارد و عقاید و احساساتش مورد احترام است و از این امر اطمینان حاصل نماید .

      هماهنگی با مراجع از طریق صداقت بدست می آید . زمانی كه می پذیرید پاسخ برخی موارد را نمی دانید , مراجع حس می كند شما با او صادق و صریح بوده اید ( كوركر , 1994 ) .

      گلدشتاین ( 1984 ) , اویر ( 1976 ) بر این عقیده اند زمانی كه برای كاندید مرزی سمعك تجویز می كنید , در حقیقت با این كار هماهنگی را كنار گذاشته اید زیرا خودتان هم كاملاً متقاعد شده اید كه سمعك می تواند به او كمك كند . بهتر این است كه حقیقت را به او بگویید و پیشنهاد كنید فرد سمعك را امتحان كند. زیرا استفاده از سمعك مزیتهای بسیاری دارد و به امتحانش می ارزد. حتی اگر به او كمكی هم نكرد , لااقل به او این فرصت داده شده است كه با كمك و حمایت شما آن را امتحان كند (آلپیز و مك كارتی , 2000 ) .

      مشاهدات نشان می دهد كه افراد ممكن است در این موارد دچار مشكل شوند :

  1. پذیرش كم شنوایی یا آغاز اقدامات درمانی
  2. سازگاری با از بین رفتن توانایی های ارتباطی در منزل , محل كار و موقعیتهای اجتماعی
  3. كنار آمدن با فشارهای روحی ناشی از كم شنوایی

بنابراین تلاش به این است كه فرد را در این سه حیطه یاری رسانیم . ( كتز , 2000 )

 

نقش مشاوره ای شنوایی شناسان :

     نقش مشاوره ای شنوائی شناسان از مواردی است كه برای بسیاری از شنوایی شناسان به نظر بیگانه و ناآشنا می آید . این امر چندین دلیل عمده دارد :

  1. عدم تاكید بر مشاوره در واحدهای آموزشی دانشگاهی و دروس عملی و كلینیكی

      2. روابط حرفه ای موجود : یكی از دیگر دلایلی كه سبب شده است شنوایی شناسان در نقش مشاور احساس راحتی نكنند این است كه بسیاری از روابط حرفه ای موجود به آنان فرصت مشاوره نمی دهند و شنوایی شناسان غالباً آزمونهای ضروری را انجام داده و مراجع را جهت تفسیر و مشاوره نتایج پزشكی و شنوایی شناسی نزد پزشك می فرستند. در حقیقت نقش مشاوره ای شنوایی شناس توسط پرسنل درمانی تحت الشعاع قرار می گیرد .

اما علیرغم محدودیت واحدهای آموزشی و تجربیات عملی در مشاوره , شنوایی شناسان عملاً در موقعیت مشاوره برای مراجعان كم شنوا و خانواده هایشان قرار دارند . در صورتی كه شنوائی شناسان متوجه شوند كه از آنان انتظار نمی رود تمامی تضادهای عاطفی بیماران و كودكانشان را حل نمایند , آنان می توانند بر آنچه توانایی اش را دارند تمركز نمایند . با این طرز فكر بقیه كارها به خودی خود روبراه خواهد شد ( كلارك , 1994 ) .

       شنوائی شناسان به عنوان مشاوره باید آگاهی هایی در مورد توانایی های بالقوه ارتباطی و پیشرفتهای تحصیلی كودك ناشنوا به خانواده ها داده , پیشرفتهای ممكن آنان را به صورتی واقع گرا برای خانواده ها تشریح نموده و تصمیمات آموزشی آنان را مورد حمایت قرار دهند . همچنین باید برای والدین , حمایتهای عاطفی تدارك دیده , درك آنان را از اثرات كم شنوائی بر رشد , پیشرفت و سازگاری كودكشان افزایش دهند. در این صورت شنوایی شناس و والدین همگام با یكدیگر زمینه را برای پذیرش ضایعه شنوایی كودك فراهم می نمایند ( كلارك , 1994 , كریكوس1 , 2000 ) .

 

كارآیی مشاوره اراه شده از سوی شنوایی شناس 

      نویسندگان بسیاری از جمله فلندورف و هارو ( 1970 ) , وبستر (1977) , لوترمن (1979 ) تكنیكهای مشاوره را به ویژه در برنامه های توانبخشی مورد تاكید قرار داده اند. اما مقالات اندكی در مورد میزان كارایی مشاوره شنوایی شناسی با والدین كودكان كم شنوا ارائه شده است . در اینجا به ذكر سه تحقیق در این مورد می پردازیم :

    سوئی تو و براگر ( 1980 ) با استفاده از پرسشنامه ای تلاش نمودند دیدگاه والدین را از مشاوره ای كه در مورد ضایعه شنوایی كودك خود و مسائل مربوط به آن دریافت نموده بودند , ارزیابی نمایند .

     نتایج تحقیق آنان , حاكی از آن بود كه غالب والدین از عملكرد شنوایی شناسان رضایت داشتند . اما ضعفهایی را در این مورد خاطر نشان كردند مثلاً اینكه شنوایی شناسان از اصطلاحات پیچیده علمی استفاده میكردند و این اصطلاحات را برای والدین ساده نمی كردند و یا بهتر بود اطلاعاتی را در مورد ضایعه شنوایی به صورت كتبی به آنها می دادند . آنان مایل بودند شنوایی شناسان , روشهایی را جهت ارتباط آنان با كودك كم شنوای خود پیشنهادنمایند . همچنین برخی از والدین تمایل داشتند با دیگر والدین كودكان دچار ضایعه شنوایی تماس برقرار كنند. علاوه بر این نیاز به ارجاع جهت حمایتهای عاطفی و حمایت های مالی و آموزشی توسط برخی از والدین ذكر شده بود . سوئی تو و براگر ( 1980 ) همچنین گزارش كردند مسئولیت شنوایی شناس جهت آشنا سازی فرد با استفاده از سمعك یا واگذاری این نقش به متخصص مناسب , مورد مسامحه قرار گرفته بود .

     در تحقیقی دیگر كرولی و هاس ( 1982) نیز با استفاده از پرسشنامه ای میزان رضایت والدین را از دریافت اطلاعات مربوط به شنوایی مورد بررسی قرار دادند و نتایج مشابهی بدست آوردند .

     نخستین كسی كه در 45% مواردوالدین به وی مراجعه نموده بودندو بیش از همه عقاید آنان را در مورد كم شنوایی كودك رد كرده بود , پزشك متخصص كودكان بود . 55% موارد, شنوایی شناس نخستین كسی بود كه افراد به وی مراجعه كرده بودند. در 53% موارد نخستین آزمون شنوایی را انجام داده بودند وو در 62% موارد نخستین كسی بودند كه وجود كم شنوایی را تائید كرده بودند و 91% از موارد در تشخیص و ارزیابی شركت داشتند. زمانی كه از والدین سوال شد كدام یك از متخصصین , بهترین و معنادارترین اطلاعات را در مورد تبعات معلولیت به آنها دادند , پاسخهای والدین نشان دهنده این بود كه شنوایی شناسان و پزشكان مشاوره های حمایتی ضروری را برای درك تبعات كم شنوایی فراهم نیاورده بودند.

     بلر , رایت و پولارد ( 1981 ) نیز پرسشنامه ای به خانواده های كودكان مدارس ناشنوایان دادند تا سطح درك و آگاهی آنان را نسبت به كم شنوائی و سمعك در ارتباط با سن كودك و وضعیت شنوایی والدین ارزیابی نمایند . آنان بر این عقیده بودند كه عدم آگاهی والدین از این موارد ممكن است مشكلات كودك را در استفاده از سمعك افزوده و سبب كاهش انگیزه جهت استفاده مناسب از وسایل تقویت كننده شود . نتایج حاكی از این بودند كه تقریباً نیمی از والدین دارای اطلاعات كمی در مورد كم شنوایی كودك خود بوده و یا كلاً فاقد اطلاعاتی در این زمینه بودند. 

      پژوهشگران نتیجه گرفتند در جلسات مدارس ناشنوایان , والدین به ویژه والدین ناشنوا به صورت مورد آموزش قرار نمی گیرند. بنابراین ضروری است كارشناسان والدین را به ویژه در مورد سمعك آموزش دهند.

       مشاوره كارا در زمان تشخیص و پس از آن جهت پذیرش كم شنوایی دائم و آموزش توانبخشی متعاقب آن بسیار ضروری و حائز اهمیت است . همه آگاهیم كه واكنشهای هیجانی و احساسی چندی پس از شنیدن خبر كم شنوایی در والدین ایجاد می شود كه عدم آگاهی از كم شنوایی و تبعات آن به شدت و دوام این واكنشها كمك می كند.

      غالب والدین قادر نیستند در زمان تشخیص , صبحتهای شنوایی شناس , پزشك گوش و حلق و بینی و دیگر متخصصین را در ك نمایند . همچنین متوجه اثرات بعدی كم شنوایی به كودك خود نمی شوند. بسیاری از آنان نیاز دارند به مراكزی ارجاع شوند و یا راهنمایی هایی در مورد چگونگی برخورد با كودكان خود , آموزش كودكان در خانه و موضوعات تربیتی و آموزشی دریافت نمایند . از این رو باید خدماتی بهصورت كمی و كیفی در خدمت اینگونه والدین قرار گیرد تا كودك ناشنوا را در الگوی طبیعی رشد قرار دهد و این امر را تسهیل نماید . همچنین شنوایی شناسان با افزایش انگیزه مراجعان جهت امتحان یا استفاده از سمعك و راضی نمودن مراجعان از خدماتشان می توانند منافع اقتصادی خود را بهبود بخشند زیرا می دانیم تنها 15% از افراد از سمعكهای تجویز شده خود استفاده می كنند .

مشاوره دو حیطه را در بر می گیرد :

  1. حیطه اطلاع رسانی
  2. حیطه سازگاری و انطباق فردی

     در حیطه اطلاع رسانی , شنوایی شناس به مراجعه كننده یا والدین آگاهی هائی در مورد ضایعه شنوائی , تبعات آن و نقش سمعك می دهند . در مورد نوع و میزان كم شنوایی , انواع سیستمهای تقویت كننده , انواع وسایل كمكی و درمانهای در دسترسی توضیحاتی ارائه می كند.

در حیطه سازگاری و انطباق فردی , به فرد كمك می شود راه حلی برای مشكلات خویش یافته , به استقلال و خودكفائی برسد . در این حیطه با احساسات , انتظارات و یاس و ناامیدی فرد در ارتباط با كم شنوایی اش سر و كار دارد .

     شنوایی شناس ها غالباً در حیطه اطلاع رسانی قوی تر عمل می كنند و حیطه دوم را به فراموشی می سپارند . باید تاكید نمود سعی ما این نیست كه مشاوران خوبی باشیم بلكه می خواهیم از این دانسته ها استفاده نمائیم و شنوایی شناسهای بهتری باشیم .

    برای بسیاری از شنوایی شناسان , مشاوره با والدین عبارت است : توضیح نتایج آزمون شنوایی و مطرح كردن مراحل روند توانبخشی . اما دیدگاههای وسیعتری نیز در مورد مشاوره مورد نیاز والدین مطرح شده است , به عنوان مثال ستریم و ستریم (1978) این اهداف را ذكر می كنند :

  1. ارائه اطلاعات در مورد توانایی های بالقوه كودك در زمینه های تحصیلی و ارتباطی
  2. اتخاذ تصمیمات مناسب در مورد برنامه های آموزشی حمایتی متناسب با وضعیت كودك
  3. حمایت عاطفی والدین
  4. افزودن میزان درك والدین از اثر ضایعه بر رشد و سازگاری كودك
  5. فراهم آوردن زمینه پذیرش بیشتر ناكارآمدی كودك توسط والدین (كتز , 2000 )

      در حقیقت مشاوره یكی از مهمترین وظایف روزمره شنوایی شناس و برنامه های شنوایی شناسی در حقیقت بخشی از مشاوره اطلاع رسانی است و همگی شنوایی شناسان در مورد مشاوره اطلاع رسانی احساس راحتی می كنند ولی در مشاوره حمایتی مشكل دارند . اما مشاوره حمایتی بخش مهم و اساسی شنوایی شناسی به حساب می آید . اگر بیماران یا اعضای خانواده آنان نتوانند وجود كم شنوایی را بپذیرند, نمی توانند حداكثر بهره را از ارزیابی های توانبخشی ببرند از جمله به استفاده از سمعك تن در دهند .

مشاوره با والدین :

     دیویس ( 1978 ) اذعان كرد در یك روند توانبخشی بیش از هر كسی والدین كودك كم شنوا درگیر می شوند و این مسئولیت درمانگر است كه مشاوره ای مناسب شرایط و احوالات والدین مهیا كند. لازم است درمانگر از روندی كه والدین در پذیرش و كنار آمدن با كم شنوایی صرف نظر از نوع و شدتش و مناسب عمل كردن با كودك خود می گذرانند , آگاه باشند. همچنین مشاوره بخش مهمی از روند توانبخشی در هنگام تجویز سمعك می باشد . و درمانگر باید بتواند با خانواده های مختلف طرز فكرها و نگرشهای آنان و مشكلات احساسی عاطفی آنها بهترین برخورد را داشته باشد .

 

مرزها و حدود مشاوره شنوایی شناسی :

     پیش از هر چیز باید مرزها و حدود مشاوره شنوایی شناسی را مشخص نمائیم . این مرزها تا حدی قابل انعطاف بوده , برای هر مراجعی شكل خاص خود را دارند .

  1. روند مشاوره باید در ارتباط با كمك به مراجع جهت بهبود توانایی های ارتباطی و فائق آمدن بر مشكلات ناشی از كم شنوایی اش باشد . كه كمك ما در ارتباط با بهبود ارتباطات فرد است . برای برخی مراجعان این به معنای این است كه آنان را در اتخاذ تصمیم برای گرفتن سمعك كمك كنیم . در مورد برخی دیگر شاید بهتر باشد كمك ما معطوف به بهبود ناتوانایی های ارتباطی آنان در خانواده, محل كار یا دوستانشان شود.
  2. روند مشاوره بایدمعطوف بر خود كم شنوا و خانواده اش باشد . روند مشاوره از خود كم شنوا آغاز شده و به خود وی توجه دارد. به عبارت دیگر باید جوی ایجاد كنیم كه مراجع در جستجوی كمك برخیزد نه اینكه كمكهای خود را به او تحمیل نمائیم .
  3. روند مشاوره باید در جهت تقویت و حمایت فرد كم شنوا و خانواده اش باشد. باید كمكهای مثبتی فراهم آوریم كه توانایی های فرد را افزوده و تقویت نماید.
  4. روند مشاوره باید متمركز بر فعالیتهایی باشد كه كاملاً مناسب با فرد باشد.  یعنی در عین پذیرش رفتارها و نگرش فرد نباید حرفه و تخصص خود را در جهت برآورده تمامی خواسته های فرد بكار بریم .
  5. روند مشاوره نباید وارد حیطه كاری روانشناس بالینی و روانكاوی شود . به عبارت دیگر افرادی كه دچار مشكلات روانی و عاطفی هیجانی هستند و حالات هنجار ندارند باید به روانشناس ارجاع داده شوند .

      غالباً تصور بر این است كه با تجویز سمعك , كار تمام می شود والدین می اندیشند با خرید سمعك , كودكشان صحبت خواهد نمود . گاهی خود ما به عنوان شنوایی شناس با تشریح فواید سمعك و عدم ارائه دیگر بخشهای توانبخشی شنیداری این دیدگاه را تقویت می كنیم . حتی گاهی این كار را به این علت انجام می دهیم كه تصور می كنیم در صورت ارائه توضیحی در مورد محدودیتهای سمعك , فرد از خرید آن منصرف خواهد شد .

     اولین مرحله پیش از شروع تجویز سمعك , گرفتن یك تاریخچه گیری كامل از فرد است كه شامل جنبه های ارتباطی زندگی وی هم بشود همچنین از پرسشنامه های خود ارزیاب1 هر در مورد خود فرد و خانواده اش را در مورد مشكل كم شنوایی ارزیابی كند. این پرسشنامه را پس از تجویز هم باید بكار بست تا متوجه شویم آیا انتظارات فرد برآورده شده است یا نه و چه كمكهای دیگری از دست ما به عنوان شنوایی شناس
برمی آید . همچنین افراد خانواده متوجه خواهند شد . چرا ارتباط با فرد تا این حد مشكل است و خود فرد هم متوجه مشكلات موجود خواهد شد. این موارد سبب می شود شنوایی شناس بتواند كاملاً به فرد و خانواده اش نشان دهد كه كم شنوایی تا چه حد مشكل ایجاد می كند. دیگر جنبه های ارزیابی ارتباطی شمل ارزیابی گفتار خوانی و مهارتهای تربیت شنوایی پردازش شنوایی است . لازم است افراد خانواده را هم در روند توانبخشی فرد آورد . مشاركت اعضای خانواده برنامه توانبخشی جامعتری را برای فرد مهیا می كند. ما باید :

  1. به فرد نشان دهیم كه سمعك سبب بهبود تشخیص گفتار می شود.
  2. به فرد نشان دهیم كه درك وی را بهتر می كند.
  3. چارچوبی برای مشاوره توانبخشی ایجاد كنیم ( نتایج دلخواه و مورد انتظار در برابر نتایج واقعی ) ( كتز , 2000 ) .

 بحث :

      یاری رساندن به مراجع ناشنوا و خانواده اش از نخستین سلام به آنان آغاز گشته و زمانی خاتمه می یابد كه آنان تصمیم خود را جهت ادامه راه در آینده می گیرند . ما تنها مسئول دادن اطلاعات نیستیم بلكه تمامی نیروهای حرفه ای , پای بندی های اخلاقی و انرژی خود را صرف كنیم تا مراجع را راضی نمائیم دست به بهترین انتخاب بزند . در حقیقت مشاوره باید جزئی از نگرش شنوایی شناس و در خدمت دیگر توانایی های وی در آید و در این صورت است كه با بهبود توانایی های مشاوره ای خود سبب می شویم مراجع اقداماتی را كه به وی توصیه می كنیم به كار بندد و بهترین نتیجه را بگیرد . اهمیت مشاوره درست به اندازه ارزیابی شنوایی , تجویز سمعك و آزمونهای پتانسیلهای برانگیخته شنوایی است .




 
 

 

آخرین پست ها
 

- سوالات رایج درمورد کاشت حلزون(نقل از صفحه تلگرام کاشت حلزون های موفق )

- اصول روش AVT

- آزمایش های شنوایی با سمعك

- ادیوگرام

- پاسخ ساقه مغز شنوایی ( ABR )

- اتو اكوستیك ایمیشن ( OAE )

- ادیومتری گفتاری

- آزمون ادیومتری صوت خالص

- آزمون رفلکس اکوستیک

- تمپانومتری

- مروری بر آزمون‌های شنوایی شناسی

- آشنایی با انواع آزمایش‌های شنوایی

- وزوز گوش (Tinnitus)

- کم‌شنوایی حسی عصبی

- کم‌شنوایی انتقالی

- علل و انواع اختلالات شنوایی

- شنوایی و صوت

- عملکرد سیستم شنوایی

- کوش داخلی

- سیستم شنوایی

- راهكارهای افزایش طول عمر سمعك

- مشاوره ژنتیك درکم شنوایی

- علل ایجاد كم شنوایی

- مشکلات جوانان ناشنوا برای یافتن شغل مناسب چیست؟

- چطور میشود برای کودک شیرخوار کتاب خواند؟

- نوجوان ناشنوایم به تازگی با ناشنوایی و سمعکش مشکل پیدا کرده.چکارکنم؟

- آیا کودک کم شنوای من آمادگی ورود به مدرسه عادی را دارد؟

- کودکان کم شنوا در میان همسالانشان

- توصیه هایی برای والدین کودکان کم شنوا بیرون از خانه

- آیا فرد با کاشت حلزون میتواند در فعالیتهای ورزشی شرکت کند؟

آرشیو کامل آخرین پست ها


 




 

 

 
.: Professional Themes in SWEET KISS :.
SWEET KISS