تبلیغات
همه چیز درمورد کم شنوایی Every thing about hearingloss - کودک ناشنوا و خانواده
دست به دست هم دهیم تا دنیای بهتری برای کودکان کم شنوا بسازی(دکترگیتامولّلی )

نگارش در تاریخ یکشنبه 25 آبان 1393 توسط دکتر گیتا موللی

کودکان ناشنوای والدین ناشنوا

 تعاملات اجتماعی اولیه، رفتارهای اجتماعی آتی کودک را رقم می زنند. در عین حال در سالهای نخست کودک با کسب تجربیات و مهارتهایی، شخصیت سالهای بعدی خود را شکل می دهد. هر کودکی ویژگی های خاص خود را دارد و در زمینه خانوادگی خاص خود زندگی می کند از این رو همه کودکان را نمی توان یک گونه تصور کرد و این حالت به ویژه برای کودکان ناشنوای والدین شنوا بیشتر مطرح است.

بررسی ها حاکی از اینست که تفاوتهای عمده ای بین شیوه تعامل والدین ناشنوا و والدین شنوا با کودکان ناشنوای خود وجود دارد (هویس و موهای، 1997).کودکان ناشنوای خانواده های ناشنوا غالباً از نظر اجتماعی راحت تر از کودکان ناشنوای خانواده های شنوا هستند. همچنین تعاملات اجتماعی بیشتری با جامعه ناشنوایان دارند و درک و پذیرش بیشتری را در درون خانواده و بیرون از آن احساس می کنند. همچنین والدین ناشنوا در پرورش فرزندان خود و در روشهای فرزندپروری با ثبات تراند و ارتباطات موثرتری از همان بدو نوزادی با فرزند خود برقرار می کنند. کودکان این خانواده ها در بیرون از محیط خانواده از همان تعاملات اجتماعی درون خانه استفاده می کنند از این رو کودکان ناشنوای خانواده های ناشنوا عموماً اعتماد به نفس بیشتری دارند. از نظر اجتماعی بیشتر به خود متکی هستند و حس می کنند کنترل زندگی خود را در دست دارند. این ویژگی ها به ویژه منبع کنترل درونی شاخص مناسبی را برای ارزیابی پیشرفت تحصیلی و موفقیت اجتماعی و موفقیت در زندگی است (هو).

تعاملات خانوادگی برای کودکان ناشنوا بیش از کودکان شنوا اهمیت دارد زیرا بیشتر تجربیات اجتماعی آنها با افراد خانواده است. از این رو خانواده های دارای فرزند ناشنوا باید الگوهای عملی مناسبی برای فرزندان خود باشند. کودکان ناشنوای خانواده های شنوا دارای هویت خانوادگی هستند اما از نظر اجتماعی کسب هویت اجتماعی آنان منوط به ارتباط با همسالان و بزرگسالان ناشنواست (مارشارک، 1997).

کودکان ناشنوای والدین ناشنوا نسبت به کودکان ناشنوای والدین شنوا در ریاضی و خواندن پیشرفت تحصیلی بهتری دارند و در صورتی که والدین آنها از ابتدای تولد با آنها به زبان اشاره ارتباط برقرار کرده باشند, IQ بالاتری در سالهای دبستان نشان می دهند (میدو، 1968؛ بریل، 1970؛ زیبل، 1987) دلبستگی کودکان ناشنوا با والدین ناشنوا بسیار بهتر و سالم تر از والدین شنواست و این امر بر همه جنبه های شخصیتی و احساسی آنان در بزرگسالی موثر است (مارشارک، 1997؛هو، 2006؛ لی، بریس و میدو- اورلانز، 2004).

در مورد تجربه والدین ناشنوای کودکان ناشنوا از حمایت های متخصصان دانسته های اندک می دانیم اما آنچه مطالعات نشان می دهند اینست که بنظر می رسد نیاز آنها به حمایتهای تخصصی کمتر از والدین شنواست. دلیل این امر می تواند این باشد که برقراری ارتباط با متخصصین برای آنان مشکل است زیرا معمولاً از زبان اشاره با آنها استفاده نمی شود. دلیل دیگر می تواند عدم آگاهی آنها از این حمایتها و عدم آگاهی از لزوم آنهاست که این موارد همگی بنظر بسیار خطرساز می آیند (انجمن ملی کودکان ناشنوا، 2003). گرچه روی این گروه والدین مطالعاتی انجام شده است اما نیاز به مطالعات بسیار گسترده تری است (به عنوان مثال کایل، وال و آکرمن، 1987).

 والدین کودکان ناشنوای چند معلولیتی

پژوهش گسترده انجمن ملی کودکان ناشنوای انگلیس (2003 )روی تعداد زیادی از خانواده های دارای فرزند ناشنوا نشان داد برای والدینی که فرزندشان علاوه بر کم شنوایی معلولیتهای دیگری هم دارد، پرورش کودکانشان بسیار مشکل است و تفاوت چشمگیری با تجربه دیگر والدین کودکان ناشنوادارد. این گروه نیاز بسیار بیشتری را به حمایت های اجتماعی و تخصصی ابراز می کردند و شدیداً به دنبال کمک گرفتن از خدمات و ارگانهای عمومی مرتبط بودند(انجمن ملی کودکان ناشنوا، 2003).

 پرورش یک فرزند ناشنوا می تواند تجربه ای مثبت باشد

هیچیک از والدین کودکان ناشنوا پرورش فرزندشان را ساده نمی دانند و خاطرنشان می کنند که گاه شدت مشکلات و ناامیدی ها و ناکامی ها سراسر زندگی آنها را فرا می گرفته است. اما برخی از آنها این تجربه را گاه، مثبت نیز می دانند.

- تجربه ای جدید که زندگی های آنها را غنی کرده است.

- تجربه ای که سبب رشد شخصی آنها و یا رشد کل خانواده شده است.

- برای برخی گذشت زمان نشان داده است داشتن یک فرزند ناشنوا یک فاجعه و مصیبت نبوده است.

- برای برخی این زمان بیش از حد، تلاش بیش از حد، امید بیش از حد، ارتباط بیش از حد و... که برای فرزند خود گذاشته اند سبب شده است بیشتر قدر او را بدانند و برایشان فرزندی منحصر به فرد شود.

واضح است که همه والدین، این تجربه را مثبت نمی خوانند اما زمانی که به آنها فرصت داده می شود با والدین جدید کودکان ناشنوا صحبت کنند غالباً این موضوع را بیان می کنند(انجمن ملی کودکان ناشنوا، 2003).

 پرورش فرزند ناشنوا زمینه ای برای رشد و تغییر شخصیت والدین

یکی از مشکلات عمده در مطالعات مربوط به والدین کودکان ناشنوا اینست که تنها روی روابط والدین- فرزندان تأکید می شود و خود والدین و احساسات و تجربیات آنها درنظر گرفته نمی شود. تغییراتی که به تدریج در شخصیت والدین ایجاد می شود خود موضوع قابل مطالعه ای است. این جنبه از پرورش کودکان ناشنوا یعنی جنبه شخصی، هیجانی و رشد شخصیت خود آنها غالباً مورد غفلت قرار می گیرد. در حالی که این تغییرات کل زندگی این خانواده ها و سرنوشت فرزندان آنها را تغییر می دهد.

انجمن ملی کودکان ناشنوا (2003) طی یک بررسی کیفی وسیع روی والدین فهرستی از مشخصات ذکر شده توسط والدین را گزارش کردند که به آنها در پرورش فرزند ناشنوایشان کمک بسیار کرده بود. بطور خلاصه والدین، صراحت بیان، ایجاد یک روحیه پرسشگر، اعتماد به حس غریزی خود، شجاع تر شدن، بردباری و پشتکاری فراوان، تحمل بی ثباتی ها و عدم اطمینان به آینده، آموختن چگونگی کنترل خود، بدست آوردن روحیه ای امیدوار و بلند همت را ذکركرده بودند. درواقع بسیاری از شکستها و ناامیدی ها و مبارزه با شرایط نامناسب جهت بدست آوردن امتیازاتی برای فرزند خود و تلاش برای بدست آوردن حقوق فرزند خود در جامعه ای که نسبت به حقوق آنها بی تفاوت بود از آنان شخصیتی متفاوت ساخته بود.

این یافته ها به ما کمک می کند سیستم های حمایتی را به گونه ای طراحی کنیم تا برای والدین مفید باشند. همچنین حمایتها به گونه ای باشند که نیازی به صراحت بیان و ایجاد روحیه ستیزه جویی در والدین نباشد(انجمن ملی کودکان ناشنوا، 2003).

 منابع حمایتی موردنیاز والدین

در تمامی تحقیقاتی که به روی والدین کودکان ناشنوا صورت گرفته است، والدین اذعان داشته اند به شدت نیازمند و علاقمند به اطلاعاتی کامل درباره ناشنوایی فرزندشان هستند. غالباً اطلاعاتی که بصورت کتبی در اختیار آنان قرار بگیرد. از نظر آنان مناسب تر بوده است (یانگ و همکاران، 2006).

در عین حال والدین بسیار نیازمند حمایتهای اجتماعی بودند، این خانواده ها غالباً متحمل هزینه های اضافی در ارتباط با فرزندان خود می شوند که باری اضافی بر دوش خانواده می گذارد و گاه خود سبب ایجاد مشکلاتی دوچندان می شود.

حمایت و مداخله های تخصصی برای خانواده ها بسیار ارزشمند است. مداخله بهنگام و حمایت های اجتماعی و تخصصی مناسب سبب کاهش استرس، اضطراب و افسردگی و دیگر اختلالات روانشناختی در والدین پس از شناسایی ناشنوایی فرزندشان می شود و آنها را در پرورش فرزندانشان بسیار کمک می کند (دسجاردین، آیزنبرگ و هوداپ، 2006؛ بکن روت، 1984).

حمایتهای اجتماعی تأثیر به سزایی بر کاهش استرس های خانواده های دارای فرزند ناشنوا و نحوه تعامل والدین- فرزندان دارد. مادرانی که از حمایتهای اجتماعی بیشتری برخوردارند انعطاف پذیرتر بوده، رفتارها و هیجانات باثبات تری دارند و فرزندان ناشنوای موفق تری هم دارند (میدو- اولانز، 1994؛ اسپنسر، 1993).

اهمیت والدین برای والدین

والدین کودکان ناشنوا از ارتباط با دیگر والدین کودکان ناشنوا بسیار استفاده می کنند و می دانند وجودشان برای دیگر والدین بسیار سودمند، امیدبخش و آموزنده است. بسیاری از اطلاعات و تجربیاتی که متخصصان نمی توانند در اختیار والدین قرار دهند، از طریق ارتباط با دیگر والدین به راحتی قابل دستیابی است. همنشینی و صحبت با والدین کودکان بزرگتر آنان را متوجه می کند آینده فرزندشان چگونه خواهد بود و اضطراب روبرو شدن با آینده نامعلوم فرزند را تا حدود زیادی برطرف می کند. از سوی دیگر والدین از طریق صحبت با والدین کودکان ناشنوای کوچکتر از فرزند خود با قاطعیت و اعتماد به نفس خاص خود و امید دادن و راهنمایی آنان به آنان احساس مثبتی می دهد و سبب می شود از تجربیات خود راضی باشند و متوجه شوند سالهای پراضطرابی را با موفقیت پشت سرگذاشته اند و فرزندشان، موفقیتهای بسیاری دست یافته است.عموماً این والدین پیوندهای دوستی عمیق و خانوادگی با یکدیگر ایجاد می کنند که برای خود و فرزندانشان بسیار سازنده است (ماست و زیدمن- زیت، 2003).

در واقع پرورش یک کودک ناشنوا برابر با انزواطلبی نیست و راهنمایی های جمعی بسیار اثربخش است. یکی از مهمترین اقدامات در هر ارگان مرتبط با کودکان ناشنوا چگونگی استفاده از خلاقیت و نوآوری جهت تسهیل رد و بدل شدن اطلاعات و آگاهی ها بین والدین و برقراری ارتباط موثر و سازنده بین خانواده هاست.

 مشکلات عمده والدین در پرورش فرزندان ناشنوای خود

بسیار مشکل می توان همه مسائل والدین کودکان ناشنوا را به همه آنها عمومیت بخشید اما چهار مشکل عمده والدین شنوای کودکان ناشنوا طبق گزارش خود آنان عبارت بوده است از:

- آموزش دوری کردن از خطرات

- غلبه بر ناامیدی

- سر کردن با هیجانات منفی

- حمایت از فرزند خود جهت دستیابی به مهارتهای زبانی و برقراری ارتباط

در حقیقت می توان سه مورد اول را هم به مورد چهارم نسبت داد که منشأ همه مشکلات مربوط به فرزند ناشنواست.

تربیت کودک ناشنوا به دلیل مشکلات ارتباطی مشکل تر از کودک شنوا است و والدین کودکان شنوا بیشتر از تنبیهات فیزیکی استفاده می کنند (نوتسن و همکاران، 2004). غالباً به نیازهای هیجانی و رفتاری کودکان ناشنوا توجه کمتری می شود و والدین در این ارتباط با مشکلاتی روبرو هستند (ماهر، 1989).

 تأثیر بر خواهران و برادران

زمان، انرژی و هزینه های زیادی که اجباراً صرف کودک ناشنوا می شود، مستقیماً روی دیگر فرزندان خانواده نیز تأثیر می گذارد. زیرا این رفتارهای متفاوت سبب بروز حس حسادت و ناراحتی و رنجش در آنان می شود. برقراری تعادل لازم بین روابط فرزندان گاه بسیار مشکل می شود و بسیاری از موارد برای دیگر فرزندان خانواده ملموس و قابل درک نیست.

همچنین گاه دیگر فرزندان مایل به بازی و برقراری ارتباط با کودک ناشنوا نیستند و بین آنها فاصله به وجود می آید.

امادر برخی خانواده ها وضعیت به گونه ای دیگر است و خواهران/برادران کودک ناشنوا با درک نیازهای او و درک فشار وارده به والدین خود تجربه ای مثبت به وجود می آورند و روحیه همکاری و همدلی در خانواده بشدت تقویت می شود (انجمن کودکان ناشنوای انگلیس، 2003).

 ناهماهنگی بین والدین در خانواده

بسیاری از والدین کودکان ناشنوا در ارتباط با تربیت و آموزش انظباط و بایدها و نبایدها به فرزند ناشنوای خود دچار مشکل اند. این وضعیت به ویژه در خانواده هایی به چشم می خورد که مادر بسیار بیشتر از پدر درگیر مسائل فرزند ناشنوای خود است.

یکی دیگر از مسائل والدین مربوط به تصمیم گیری هایی نظیر انتخاب روش ارتباطی، نوع مدرسه، نوع سمعک و... در ارتباط با فرزند ناشنوای خود است. ناهماهنگی بین تصمیم های اتخاذ شده توسط والدین گاه اشکالاتی ایجاد می کند. از سوی دیگر در بیشتر خانواده ها، اتخاذ تصمیم صحیح و مسئولیت کار به طور کلی به مادر سپرده می شود. در خانواده هایی که مادر به حد کافی از سوی همسر خود مورد حمایت قرار می گیرند، تعادل بیشتری برقرار است و فرزندان ناشنوا عملکرد بهتری دارند (انجمن کودکان ناشنوای انگلیس، 2003).

نقش اضافی که بر دوش والدین کودکان ناشنواست، دست و پنجه نرم کردن با هیجانات خود، همسر و دیگر اعضای خانواده و از سوی اجبار به اتخاذ تصمیم های خاص و سرنوشت ساز آنان را تحت فشارهای بسیار قرار می دهد (انجمن ملی کودکان ناشنوای انگلیس، 2003).

میزان درک دیگران

والدین کودکان ناشنوا غالباً از برخورد افراد جامعه، فامیل، دوستان و اطرافیان در مورد فرزند خود، همچنین از پیشنهادات، نصیحت ها و اندرزهای آنان و یا سوء تفاهم آنها و دیدگاههای نادرست شان در مورد فرزند خود دچار رنجش و ناراحتی می شوند. عکس العمل های افراد نسبت به کودک ناشنوا در مجامع عمومی و عدم درک و پذیرش او برخی اوقات سبب ناراحتی شدید والدین شده و آنان را به انزوا و دوری جستن از دیگران و ترک برخی ارتباطات می کشاند. این موضوع در جوامع اقلیت بیشتر به چشم می خورد.

گرچه خانواده ها با ناشنوایی فرزند خود کنار می ایند اما بیشتر آنها از نگرش اطرافیان و جامعه نسبت به ناشنوایی فرزند خود ناراحت اند (استیبرگ و همکاران، 1997).

 آیا کار والدین با بزرگترشدن فرزند ناشنوایشان ساده تر می شود؟

در کل احساس والدین اینست که با بزرگتر شدن فرزندشان کار آنان ساده تر می شود. این امر چندین دلیل دارد نخست اینکه بدست آوردن نتایج مثبت و کسب فرزندشان درمراحل مختلف به آنها امید می دهد. زمانی که والدین می بینند فرزندشان مستقل شده است و بسیاری از تلاشهای آنان به نتیجه رسیده است احساس رضایت خاطر می کنند.

دوم اینکه زمانی که فرزندان ناشنوا بزرگتر می شوند، وابستگی های فیزیکی آنان به والیدن کمتر می شود. گرچه این به این معنا نیست که خستگی های روحی آنان کمتر شود. دیگر اینکه والدین نسبت به سالهای پیش احساس اعتماد به نفس بیشتری در خود می کنند و احاطه بیشتری بر مشکلات و مسائل مربوط به فرزند خود دارند. آخرین نکته اینست که والدین با گذراندن سالهای سخت تلاش و تحمل فشارهای بسیار اکنون راحت تر با مسائل روبرو می شوند و توان بیشتری برای مقابله با مشکلات پیش روی خود دارند (انجمن ملی کودکان ناشنوای انگلیس، 2003).

 والدین و نوجوانان ناشنوا

بسیاری از پژوهشگران خاطرنشان کرده اند که نوجوانی یکی از چالش برانگیزترین دوره ها برای والدین کودکان ناشنواست. دو مسأله عمده در این دوره رخ می دهد. ابتدا فاصله بین انتظارات والدین و واقعیت های موجود (مورگان ردشا و همکاران، 1990) سبب سردرگمی و آزردگی والدین می شود. غالباً بین امیدها و رویاهای والدین و آنچه پیش از این به آنها گفته شده بود با واقعیت فرزندان آنها فاصله بسیار است. این امر به ویژه در مورد زبان و توانایی ارتباط به چشم می خورد. به عنوان مثال اگر پیش از این تصور می کردند فرزندشان در زبان و گفتار کاملاً روان خواهد شد با واقعیتی غیر از آن روبرو می شوند (مودز، 1978) و یا اگر بر این باور بودند که جامعه مهارتها و توانایی های فرزند ناشنوایشان را می پذیرد عملاً با موانع بسیار بر سر اشتغال او روبرو می شوند و نگرش جامعه را منفی می بینند (گریگوری و همکاران، 1995).

از دیگر مواردی که خانواده های نوجوانان ناشنوا با آن روبرو هستند، بلوغ، موضوع عشق ها و کشش های ویژه سنین نوجوانی و چگونگی برخورد با مسائل جنسی و احساس نواجوانان ناشنواست که بسیاری از خانواده ها را دچار بحرانهای خاص می کند (گانون، 1998).

نکته مهم اینست که سلامت روان والدین مستقیماً بر روی رفتارهای نوجوانان ناشنوا و میزان سازگاری آنان تأثیرگذار است و نوجوانان ناشنوا در خانواده هایی که کاملاً ناشنوایی فرزند خود را پذیرفته اند و از تعادل روانی مطلوبی برخوردارند، کمتر دچار مشکلات حاد می شوند (واتسون، هنگلر و ولان، 2004).

 پدران و نقش پدری کودکان ناشنوا

مقالات بسیار اندکی به نقش پدران پرداخته اند و غالباً منظور از  "والدین" در مقالات، صرفاً مادران است. مقالات محدود موجود نیز به مقایسه عملکرد مادران و پدران پرداخته اند و نقش پدری آنان را به تنهایی در نظر نگرفته اند. یکی از مشابهت های پدران و مادران در واکنش های عاطفی پس از شناسایی ناشنوایی فرزند بوده است (براند و کوتزر، 1994) به عنوان مثال اضطراب هر دو والدین پیش از تشخیص کم شنوایی به یک اندازه گزارش شده است (ماگونوسون و هرجیلز، 1999).

استرس بیشتری در مادران کودکان ناشنوا گزارش شده است و مادران در مقایسه با پدران حمایت کمتری را از سوی همسر خود دریافت می کنند (براند و کوتزر، 1994). پدران همچنین سازگاری کمتری با ناشنوایی فرزندشان از خود نشان می دهند و غالباً واکنش انکار را پیش می گیرند (لی).

مادران غالباً بیش از همه در تماس با متخصصین بوده و آموزشهای فرزند ناشنوا را در منزل انجام می دهند و بهتر از پدران قادر به برقراری ارتباط با فرزند خود هستند و گاه نقش رابط آنان را دائماً به عهده دارند (گریگوری و همکاران، 1995).

کودکان ناشنوا نیز غالباً سخنان مادر را بهتر درک می کنند و لب خوانی سخنان پدرانشان با ریش و سبیل برای آنها مشکل است (واکاری و مارشارک، 1997).

بحث

گرچه داشتن فرزند ناشنوا به ویژه اولین فرزند و برای زوجهای جوان می تواند بسیار مشکل باشد. اما پرورش فرزند ناشنوا نیز مانند فرزند شنوا می تواند بسیار لذت بخش، شادی آور و هیجان انگیز باشد. گرچه باید بر هیجانات و عواطف منفی بسیار فائق آمد اما این سازگاری و پذیرش بالاخره اتفاق می افتد. گرچه نیاز به اطلاعات تخصصی بسیار و استفاده از تجربیات ارزشمند دیگران در این امر ضروری است. انعطاف پذیری، بردباری و استفاده از مهارتهای برقراری ارتباط سه جزء اساسی برای والدین و مربیان کودکان ناشنواست.




طبقه بندی: خانواده، 

 
 

 

آخرین پست ها
 

- سوالات رایج درمورد کاشت حلزون(نقل از صفحه تلگرام کاشت حلزون های موفق )

- اصول روش AVT

- آزمایش های شنوایی با سمعك

- ادیوگرام

- پاسخ ساقه مغز شنوایی ( ABR )

- اتو اكوستیك ایمیشن ( OAE )

- ادیومتری گفتاری

- آزمون ادیومتری صوت خالص

- آزمون رفلکس اکوستیک

- تمپانومتری

- مروری بر آزمون‌های شنوایی شناسی

- آشنایی با انواع آزمایش‌های شنوایی

- وزوز گوش (Tinnitus)

- کم‌شنوایی حسی عصبی

- کم‌شنوایی انتقالی

- علل و انواع اختلالات شنوایی

- شنوایی و صوت

- عملکرد سیستم شنوایی

- کوش داخلی

- سیستم شنوایی

- راهكارهای افزایش طول عمر سمعك

- مشاوره ژنتیك درکم شنوایی

- علل ایجاد كم شنوایی

- مشکلات جوانان ناشنوا برای یافتن شغل مناسب چیست؟

- چطور میشود برای کودک شیرخوار کتاب خواند؟

- نوجوان ناشنوایم به تازگی با ناشنوایی و سمعکش مشکل پیدا کرده.چکارکنم؟

- آیا کودک کم شنوای من آمادگی ورود به مدرسه عادی را دارد؟

- کودکان کم شنوا در میان همسالانشان

- توصیه هایی برای والدین کودکان کم شنوا بیرون از خانه

- آیا فرد با کاشت حلزون میتواند در فعالیتهای ورزشی شرکت کند؟

آرشیو کامل آخرین پست ها


 




 

 

 
.: Professional Themes in SWEET KISS :.
SWEET KISS